وبلاگ ماوبلاگ ما، تا این لحظه: 12 سال و 14 روز سن داره
امیرعلیامیرعلی، تا این لحظه: 11 سال و 5 ماه سن داره
اهورااهورا، تا این لحظه: 6 سال و 8 ماه و 21 روز سن داره

خاطرات عاشقانه گل پسرام

عکس ها تا ده ماهگی

آخرین ماه سال 94  بابا سعید موبایلشو گم کرد خیلی ناراحت شدیم امیرعلی رفت و واسش ی گوشی قدیمی که داشتیم پیدا کرد دیگه نزدیک عید شده و خونه تکونی شروع شد با حضور گل پسر تمیزی خیلی سخته هر جا که باشیم آقا باید تشریف بیاره و نظارت کنه حتی تو تراس کارهای بد زیاد میکنی در دستگاه DVD مامان رو شکستی دستگاه مودم دایی رو انداختی و آنتنش شکست سیم آنتن تلویزیون رو کلا کندی هر وقت از سر کار برمیگردیم شاهد خراب کاری های جدید آقا کوچولو هستیم تازه خودتو مظلوم میگیری و لوس میکنی میری بغل مامانی که کسی حرفی نزنه امیرعلی بعد از خوردن بستنی هرجا میرم، سریع پشت سرم میای حتی تو آشپزخونه بع...
1 فروردين 1395

عکس ها تا نه ماهگی

تا نه ماهگی امیرعلی در حال برنامه کودک نگاه کردن پسرم و پدرم تا غافل شیم یا زیر مبلی یا زیر میز یکی از تفریحات و سرگرمی هات هم لوستر هست پسرم در حال زبون درازی یکی از تفریحات پسرم اینه بره کشوها رو بکشه و وسایل داخلشو بیاره بیرون مخصوصا کنسول قاشق چنگال، عاشق قاشق چنگالای توش هستی تخته بازی گل پسر با خودش اینقد عروسک هزارپا رو دوست داری وقتی میخوابی بغلش میکنی واسه دایی پیام اومد با شنیدن صدای گوشیش از بغل بابا سریع رفتی تا  گوشی دایی رو چک کنی عاشق بیرون رفتنی البته به قول خو...
3 اسفند 1394

آش دندونی

مامان عزیزم زحمت کشید و واسه دندون گل پسرم آش دندونی درست کرد، واسه تزیینات آش دندونی هم من ی کم ایده داشتم ولی به علت کار زیاد نرسیدم همه رو عملی کنم ی کم تزیینات طراحی کردم که همه خیلی خوششون اومده بود اینم عکس کاسه ها وقتی که آماده شد. اون شب امیرعلی نخوابید و همش بازی کرد،ساعت 12 شب اثری از خواب تو چشمای پسری وجود نداره صبح آش آماده شد خاله شهلا زحمت کشید و دیدن دندون پسرم ی ماشین شارژی خیلی قشنگ هدیه آورد شادی جون هم ی موبایل واست خریده بود که لمسی بود و آهنگ میزد و کلی قابلیت داشت، به این امید که به موبایل برگترها دست نزدی و با گوشی خودت که اشعه هم نداره بازی کنی. هدیه خ...
9 بهمن 1394

عکس ها تا هشت ماهگی

تا هشت ماهگی پسرم بعداز حموم امیرعلی با عمو میثم البته به قول خودش خان عمو عمو مرغابیمو بده این روزها تا غافل میشیم زیر مبل هستی به این شکل آهنگشو دوست ندارم بزار خودم عوضش کنم پسرم در حال مطالعه روزنامه البته پاره کردن روزنامه آخ جون توپ بازی خسته شدم عروسک های تختت که دیگه نابود شدن تا رو تخت هستی میری سراغشون و یکی یکی میکنی تازه میخندی و به منم نشون میدی بعضی وقتا هم از کنار میله های تختت میندازی زمین وقتی نمیخوای غذا بخوری لباتو میدی داخل بابا میگه شکل تربچه میشی ...
3 بهمن 1394

عکس ها تا هفت ماهگی

تا هفت ماهگی امیرعلی ساعت دو شب بهت میگم جان مامان بخواب فردا باید برم سرکار  عکس العمل پسرم قربون کتاب خوندنت برم آقا مامان خانم عکس نگیر درس دارم حواسم رو پرت نکن مامان سپید بابا سعید امیرعلی اینم سفره شب یلدامون، اولین حضور امیرعلی در بلندترین شب سال. ...
4 دی 1394