عزاداری محرم
روز سوم محرم ی مراسم واسه حضرت علی اصغر شیرخوار امام حسین برگزار شد منم شما رو بردیم تا با هم اولین عزاداری زندگیتو واسه حضرت علی اصغر کنیم. بعد از مراسم هم رفتیم خونه عمه لیلا روز عاشورا من و بابا سعید نذر داشتیم از شب قبل با مامان حسابی مشغول پخت و پز بودیم و نذرمون رو درست کردیم. بعد رفتیم تو خیابان عزاداری. خاله شهلا و خاله فرح هم آمده بودن که شما رو ببینن و حسابی شما سینه زدی و عزاداری کردی. تو خیابان عسل رو دیدیم که داشت طبل میزد پسرم حسابی عاشق اون طبل شده بود. ی کم که پایین تر اومدیم دایی حسین زحمت کشیده بود و یکی واست خرید شما حسابی خوشحال شدی کلی طبل زدی، ا...










