سفر به شمال
تو ماه خرداد سه روز تعطیلی پشت سر هم داشتیم که تصمیم گرفتیم دسته جمعی بریم شمال که البته خیلی وقت بود پسرم شدیدا دلش مسافرت و به خصوص شمال میخواست، تو راه طبق معمول خیلی راحت خوابیدی

تا رسیدیم قبل از ورود به ویلا رفتیم برای خرید تجهیزات

کایت بازی با دایی



صید ماهی😂








فقط دایی سهیل مهربون میتونه امیر خسته رو تا ویلا بغل کنه






وقتی دایی دوست داره تنها باشه و یواشکی میره ساحل
ولی آقا امیر پیداش میکنه😁


دایی جان تنهایی نداریم هااااااا


حسابی دایی پایه بود و باهات شنا کرد و واقعا به پسری خوش گذشت


ی پسر خسته که واقعا قش کرده😂

بستنی خوردن در ساحل واقعا لذت داره البته پیشنهاد از امیر بود ممنویم آقا پسر



هر سال که بیاییم مراسم اسب سواری رو داریم و پسری خیلی دوست داره البته مراسم شاتل سواری و قایق سواری هم داشتیم که از اونا فیلم گرفتیم و نمیشه تو وبلاگ بذارم البته پسری در قایق سواری خوابید دلیلش هم خستگی زیاد بود ولی واقعا در اوج هیجان بتونی بخوابی خیلی مهمه🤭


پایان سفر و در راه برگشت به کرمانشاه

بودن در کنار بهترین و عزیزترین ها باعث ثبت خاطراتی خوش و سفری دل انگیز بود واقعا لذت بخش بود.




سفر به شمال
