وبلاگ ماوبلاگ ما، تا این لحظه: 12 سال و 16 روز سن داره
امیرعلیامیرعلی، تا این لحظه: 11 سال و 5 ماه و 2 روز سن داره
اهورااهورا، تا این لحظه: 6 سال و 8 ماه و 23 روز سن داره

خاطرات عاشقانه گل پسرام

اولین عید قربان و امیرعلی

امسال اولین عید قربان بود که خانواده ما سه نفره بود و حضور قشنگ پسرم رو لمس کردیم، امسال ما دو قربانی داشتیم پدر و مامان ی گوسفند قربانی داشتن و با عمه ها و عمو هم قرار داشتیم ی گوسفند قربانی کنیم و ما مونده بودیم کجا بریم؟ پدر جون زحمت کشید و مراسم قربانی کردن رو به روز جمعه موکول کرد تا ما هم باشیم. روز پنج شنبه صبح زود بیدار شدیم و رفتیم خونه عمه شهلا. وقتی رسیدیم شما بغل عمه رفتی و دلبری کردی اینم قربانی عید ما امیرعلی و دیانا اینجا هم کلاه باشگاه نسیم رو پوشیده بودی روز بعد هم که جمعه بود رفتیم پیش پدر و مامان و باز هم قربانی خاله مهری اینا هم اونجا بودن و خلاصه حسابی کباب خوردیم و...
5 مهر 1394

عکس ها تا چهار ماهگی

تا چهار ماهگی عزیزم حرکت کردنت تو خواب زیاد شده و وقتی میخوابی خیلی باید مراقبت باشم. امیرعلی عصبانی تو این عکس انگار شکست عشقی خوردی قربون چشمای قشنگ و رنگیت برم خاله زهره دوست عزیزم زحمت کشید و واست شلوار کردی گرفت، با گیوه هات پوشیدیم خیلی بانمک شدی امیرعلی در حال رفتن به مهمونی امیرعلی در حال پاستور بازی کردن ساعت یک شب، اثری از خوابیدن تو چشمات وجود نداره و اما ساعت سه شب و همچنان نخوابیدن آقا پسر میدونم زوده سوار شی، ولی من و بابا عجله داریم ی لحظه سوار شدی و ازت عکس گرفتیم. ...
3 مهر 1394

هدیه ها

هدیه های امیرعلی دایی سهیل زحمت کشید و واست ی حوله هدیه آورده عمو میثم هم زحمت کشید و واست ی بلوز هدیه آورده ناگفته نمونه هر وقت الناز جون هم میاد کلی زحمت میکشه و هربار واست ی هدیه میاره ...
29 شهريور 1394

اولین تفریح امیرعلی

برای اولین بار با خاله ها رفتیم طاق بستان، پسرم خیلی خوشحال بود با تعجب به آسمون و درخت نگاه میکرد بغل شادی جون بودی و خوابت میمومد ولی نمیخوابیدی تا آقایون زحمت کباب رو کشیدن بالاخره رضایت دادی و تو آغوشم شیر خوردی و ی کم خوابیدی ولی زود بیدار شدی جمعه هم با عمه ها و عمو بیرون رفتیم و به شما خیلی خوش گذشت. ...
15 شهريور 1394

عکس ها تا سه ماهگی

تا سه ماهگی امیرعلی ساعت 2 شب تو رختخواب دایی جون امیرعلی بعد از حمام با تعجب میخواستیم بریم مهمونی، لباس مردونه پوشیدی ولی بهت بزرگ بود و مجبور شدیم عوض کنیم امیرعلی با امیرحسین امیرعلی در میان انبوهی از دست مدل جدید از خوابیدن مدل هایی از تلویزیون نگاه کردن فیلم طولانی بود خسته شدی ...
3 شهريور 1394

مریم جون

کفش محلی امیرعلی همه اقوام ساکن در منطقه خاورمیانه از قدیم الایام اقدام به ابداع و تولید پاپوشی برای قوم خود نموده اند. ملت کورد نیز براساس نیاز منطقه کوهستانی خود از هزاران سال قبل گیوه مخصوص به خود را ابداع و نام "کلاش" برآن گذاشته اند. خاستگاه کلاش منطقه اورامانات است که در نقشه تقسیمات ایران، منطقه ای مشترک بین کردستان و کرمانشاه است. خاله مریم همکار عزیزم زحمت کشید و ی جفت گیوه واسه پسرم هدیه آورد، هدیه بسیار قشنگ و متفاوتی بود من که خیلی واسش ذوق کردم یکی از برنامه هام اینه که وقتی پسرم بزرگ شه واسش شلوار محلی هم بگیرم. پسرم گیوه ها رو پات کردم البته ی کم بزرگه خاله جون ممنون، خیلی زحمت کشیدی....
19 مرداد 1394