وبلاگ ماوبلاگ ما، تا این لحظه: 12 سال و 15 روز سن داره
امیرعلیامیرعلی، تا این لحظه: 11 سال و 5 ماه و 1 روز سن داره
اهورااهورا، تا این لحظه: 6 سال و 8 ماه و 22 روز سن داره

خاطرات عاشقانه گل پسرام

عشق واقعی

26 شهریور ماه روزی قشنگ و پر از هیجانه سالگرد ازدواج پدر و مادر عزیزم هر سال این روز رو جشن گرفتیم و و همیشه در بهترین رستوران شام مهمون پدر جون بودیم پارسال دو نفر به تعدادمون اضافه شد امیرعلی و عمومیثم هم حضور داشتن هر سال پدر جون بابت هدیه این روز واسه مامانی طلا میخرید ولی امسال هدیه بسیار متفاوت و سوپرایز ویژه بود امسال خودروی ساینا که از کارخانه کشیده بود به اسم مامانی بهش هدیه داد. ی ماشین قشنگ و عالیییییییییییی مامانی واقعا خوش به حالت خیلی قشنگه، امیر پشت ماشین نشسته بود و میگفت مَنه (یعنی مال منه) واقعا به عشقتون افتخار میکنم همیشه مایه افتخارم هستین امیدوارم همیشه سایتون بالای سرمون باشه از خدا...
26 شهريور 1395

عید قربان

امسال عید قربان مصادف شد با روز دوشنبه 22 شهریور امسال هم دو تا قربونی داشتیم  ی گوسفند خونه مامانی بعد هم با عمه شهلا و عمو میثم خودمون شریکی ی قربونی داشتیم که خونه عمه شهلا بود دیگه اول خونه مامانی بودیم تا ظهر بعد به سرعت برق و باد رفتیم خونه عمه و تا آخر شب دیگه اونجا بودیم (البته زحمت عکس ها رو عمو و مهسا کشیدن) خیلی به هممون خوش گذشت مخصوصا به گل پسرم، کلی بازی کردی و شیطونی، چند بار لباساتو عوض کردم ی بار با عمه شهلا آب بازی کردی ی بار هم تو حیاط با عمو میثم قربونت برم تند تند راه رفتی یکی از کلاشات جاموند ناگفته نمونه با عمو جون قایم موشک بازی کردی که همگی کلی خندیدیم به باز...
23 شهريور 1395

روزهای قشنگ

پسرم 15 ماهگی رو تمام کردی و وارد شانزده ماهگی شدی بسیار شیرین و زیبا هستی و عاشقانه دوستت دارم و خواهم داشت گل پسر من الان هشت تا دندون داره و خودش غذا میخوره به راحتی راه میره و میتونه منظورشو با کلمات بیان کنه، کلمات جدید هم یاد گرفتی عمو از دَدَو به آآآآآآآآآآآآآمو تغییر کرده نسیم           نَدیم (شب تولد عمو میثم برای اولین بار نسیم رو خودت صدا زدی اونم دوبار) الناز             اِناز اصلا از کسی نمیترسی و مثل همیشه بسیار صمیمی و خوش خنده. خیلی اجتماعی هستی و خوب بلدی شیرینی کنی و خودتو تو دل همه جا کنی. من که ا...
4 شهريور 1395

تولد عمو میثم

1395/05/29 روز تولد عمو میثم بود و طبق برنامه قبلی تولد خونه ما برگزار شد و  مهمون داشتیم داداش کوچولوی خودم، میثم عزیز امیدوارم صد و بیست ساله بشی، کلمات قابلیت توصیف شادی و خوشحالیمون رو ندارن،  تولد خان عمو به روایت تصویر: بعد از تولد و کلی بادکنک   ...
31 مرداد 1395

عکس های مردادماه 95

تا پانزده ماهگی از اتفاقات قشنگ این ماه تفریح و بیرون رفتن فراوانه، چون پسرم دَدَ خیلی دوست داره روز جمعه و شنبه تعطیل بود و ما حسابی از تعطیلات استفاده کردیم، روز جمعه با خاله ها رفتیم پارک کوهستان، آقایی بود که بادبادک میفروخت پسرم محو بادبادک ها شده بود و با انگشتش اشاره میکرد یعنی بادبادک میخوام تا دایی سهیل و دایی حسین در حال انتخاب بودن سریع بابایی ی دونه واست خرید که قشنگ با چوب بادبادک هممون رو خوب کتک زدی و میگفتی اَت.......متاسفانه به کتک زدن علاق خاصی داری کمتر از 5 دقیقه هم بادبادک رو ترکوندی و خندیدی تا 2 شب بیرون بودیم و پسری خوش گذروند و اصلا نخوابید روز شنبه هم تعطیل بود از صبح با عمه ها و خان عمو بودیم رفتی...
29 مرداد 1395

قدم زدن عاشقانه

خیلی وقته منتظر راه رفتن هستم خدا رو شکر از قبل از تولدت دستتو به مبل و دیوار میگرفتی و کلا سر و پا بودی اگه دستتو میگرفتم خیلی راحت راه میرفتی ولی روز شنیه 1395/05/09 خودت حدود ده قدم راه رفتی و سریع دست زدی یعنی تشویقت کنیم بابا رفته بود تهران ماموریت  من تلفنی واسش تعریف کردم وقتی بابا برگشت واست اسباب بازی آورده بود و از دم در گفت بدو بغلم پسرم یک مرتیه کل مسیر از آشپزخونه تا دم در رو خودت تنهایی و قشنگ بدون اینکه بترسی یا بیفتی راه رفتی تا به بغل بابا برسی هممون ذوق زده شده بودیم اصلا تصور نمیکردم بتونی راحت راه بری کلی قربون صدقت رفتیم اینقد واسه این موضوع خوشحالم تا از سرکار برمیگیردم کلی با هم قدم میزنیم مثلا اشاره به اتاق...
14 مرداد 1395

عکس های تیرماه 95

تا چهارده ماهگی مامانی وقت دندن پزشکی داشت و مطب دکتر به آتلیه دایی جون خیلی نزدیکه به همین دلیل شما یک ساعتی مهمان آتلیه بودی با عنوان مدیریت جدید آتلیه یاس پسرم مشغول کاره با محتویات داخل کشو هم کار داشتی امیرعلی و خورشت سبزی عاشق جا رختخوابی هستی که دایی جون همیشه اونجا باهات بازی میکنه فکر کنم یکی از دلایلی که عاشق دایی هستی همینه، چون خیلی واست وقت میزاره و هرکاری که دوست داری واست انجام میده عاشقتیم دایی جون قربونت برم که هر وقت خسته میشی آروم و بی صدا بغل من یا بابا میخوابی. تلفن خیلی دوست داری بیرون رفتیم این تلفن رو واست خریدم که کلی امکانات داره آهنگاشو خیلی دوست...
2 مرداد 1395